می خور …

چند گانه:

  1. حافظیه….
    چند وقتی هست که دوره دیوان حافظ رو شروع کردم. امروز غزل دویستم این دیوان رو می خوندم. ناخودآگاه

    یاد سفر شیراز بخیر...

    تمام این سال ها پیش چشمم روشن شد. یاد اون روزی که حدودا ۲۰ ماه قبل دور هم با بچه ها جمع شده بودیم و من این فال رو گرفتم:
    “می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب          چون نیک بنگری همه تزویر می کنند”
    فعلا دوست ندارم زمان و مکان و البته کسی که من این فال رو براش خوندم رو بگم. چون قطعا زمان همه چیز رو باید نشون بده. اما امیدوارم اینطور نباشه و البته هم تاکنون همین گونه بوده.

     

    بگذریم. به هر حال خوندن این دیوان برای من حکایت و خاطرات ۱۲ سال زندگی با این دیوان و کتاب رو دوباره برام زنده می کنه.

  2. دوستان: روزهای آخر بود. داشتیم به لحظه موعود نزدیک می شدیم. دور یک میز ۱۲ نفره. بچه های مختلفی بودن
    خانواده احمد زید آبادی

    . هنوز اون بحث ها و دعواها و اختلاف نظر ها رو به خوبی به یاد دارم. اما در میون تمام اون درگیری ها دغدغه های خالصانه ای بود که همه رو سر اون میز دور هم برای یک هدف جمع کرده بود.
    بعد از ۱۸ ماه که وقتی بچه ها رو یاد میاد، دلم حسابی میگیره. اونها الان کجا هستند؟ در چه وضعیتی؟ گاه به گاه با رویای پریشان حالی این بچه ها از خواب بیدار میشم. قطعا یاد این افراد همیشه در ذهن ما خواهد ماند.

  3. این چند روزه مطابق همه ساله “ویکی پدیا” اقدام به جمع آوری کمک های مالی نموده . کاش می تونستم به این پروژه کمک کنم. دریغ از بودن عادی ترین تکنولوژی پرداخت الکترونیک در ایران! من به دلیل استفاده هر روزه از این سرویس، خودم رو در برابرش مدیون میدونم و احساس خوبی خواهم کرد که بتونم به این پروژه کمک رسانی کنم.

حوصلتی نیست!

ترسیدم آنقدر از روی عصبانیت گزنده بنویسم که سر آخر دامن خودم را نیز بگیرد!

امشب خبر دادند حوا سیبی گاز زده! اجازت خواستند تا برانندش بر زمین، البت به همراه آن آدم!
گفتم دیر نخواهد شد! فعلا حوصله ای نیست.
به وقت که بر زمین عزلتش دادیم؛ آنقدر زمانه اش سیب گاز زند که دیگر آدم و آدمیت از سر بدر شود!

تعریف جامعه مدنی

جامعه مدنی به مجموع سازمان‌ها و نهادهای مدنی و اجتماعی داوطلبانه‌ای اشاره دارد که بنیان جامعه‌ای پویا را پی می‌ریزند و از نظر داوطلبانه‌بودن، در تضاد با ساختار تحمیلی حکومت (جدای از نوع حکومت) و موسسه‌های بازرگانی و بازار هستند.

خاستگاه
استفاده امروزی از این اصطلاح به آدام فرگوسن برمی‌گردد. فرگوسن کسی است که توسعه «دولت تجاری» را به‌عنوان روشی برای تغییر فساد نظام فئودالی و تقویت آزادی فردی بیان کرده‌است. در حالی‌که فرگوسن خط فاصلی بین دولت و جامعه مشخص نکرده‌است، هگل، فیلسوف آلمانی، این وجه تمایز را در «مبانی فلسفه حقوق» توضیح داده‌است. در این اثر ، جامعه مدنی («burgerliche Gesellschaft» در آلمانی) مرحله‌ای در روابط دیالکتیکی بین متضادهای ملاحظه شده توسط هگل، کلان-جامعه (دولت) و خرده-جامعه (خانواده) می‌باشد.

اگر بخواهیم جامع‌تر سخن بگوییم باید بگوییم که این تعریف (مثل طرفداران خود هگل) به راست و چپ سیاسی تقسیم می‌شود. برای چپ این تعریف به عنوان پایه‌ای برای جامعه بورژوایی مارکس تبدیل شد و برای راست با توسعه سختی اقتصادی مارکسیسم به فرهنگ، جامعه، سیاست به‌عنوان تعریفی برای تمام جنبه‌های غیر دولتی جامعه معنا شد.

تعریف
تعریف‌های بی‌شماری از «جامعه مدنی» وجود دارند. تعریف مدرسه اقتصاد لندن که مرکزی برای پژوهش در مورد جامعه مدنی است، گویاست:

«جامعه مدنی به بستری از کردارهای مشترک غیر تحمیلی، حول منافع، اهداف و ارزش‌های مشترک گفته می‌شود. قالب‌های نهادینه آن با دولت، خانواده و بازار متفاوت هستند. هرچندکه در عمل مرز میان دولت، جامعه مدنی، خانواده و بازار پیچیده، نامشخص و محل مناقشه است.

جامعه مدنی عموما تنوعی از فضاها، عاملان و قالب‌های نهادینه در خود دارد که در درجه‌های مختلفی از تشریفات، استقلال داخلی و قدرت قرار دارند. جامعه‌های مدنی اغلب به وسیله نهادهایی مثل موسسه‌های خیریهٔ ثبت‌شده، سازمان‌های غیردولتی توسعه، انجمن‌های گروه‌ها، سازمان‌های زنان، سازمان‌های عقیده‌محور، انجمن‌های متخصصان، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های خودیاری، حرکت‌های اجتماعی، انجمن‌های صنفی و ائتلاف‌ها پر می‌شوند.»

بهترین بررسی کوتاه این موضوع «جامعه مدنی» اثر مایکل ادواردز از انتشارات «پولیتی پرس» است.

جامعه مدنی و دموکراسی
آبش‌خور اولیهٔ ادبیات راجع به پیوند جامعه مدنی و دموکراسی، نوشته‌های ابتدایی لیبرال‌هایی چون الکسی دو توکویل بوده‌است. هرچندکه به روش‌های مهمی توسط نظریه‌پردازان قرن بیست مثل «گابریل آلموند» و «سیدنی وربا» پیشرفت کرده‌است. آنان نقش جامعه مدنی را در نظم دموکراتیک حیاتی دانسته‌اند. آن‌ها در این رابطه بحث کرده‌اند که عنصرهای سیاسی بسیاری از نهادهای جامعه مدنی، هوشیاری بیشتر و شهروندی آگاه‌تر پدید می‌آورند. کسانی که به گزینه‌های بهتری در انتخابات رای می‌دهند، در سیاست مشارکت می‌کنند و در نتیجه حاکمیت را پاسخ‌گوتر نگاه می‌دارند.

اخیرا رابرت پوتنام حتی درباره حیاتی بودن نهادهای غیر سیاسی جامعه مدنی برای دموکراسی بحث کرده‌است. این از این روست که سرمایه اجتماعی (ارزش‌های مشترک و مورد اطمینان) در این سازمان‌ها ساخته می‌شود. این سرمایه اجتماعی به جو سیاسی منتقل شده و از طریق تسهیل درک به‌هم‌پیوستگی جامعه و منافع آن، به همبسته نگه‌داشتن جامعه کمک می‌کند.

با این وجود کسانی دیگر در رابطه با چگونگی جامعه مدنی دموکراتیک سؤالاتی داشته‌اند. بعضی خاطر نشان کرده‌اند که اکنون زعمای جامعه مدنی بدون آن که کسی آن‌ها را انتخاب یا انتصاب کرده باشد، قدرت سیاسی قابل توجهی به‌دست آورده‌اند.

جامعه مدنی و جهانی شدن
در حال حاضر معمولاً عبارت جامعه مدنی توسط منتقدین و فعالان به عنوان منشا مقاومت و حوزه زندگی اجتماعی که نیاز به محافظت در برابر جهانی شدن دارد، مورد رجوع قرار می‌گیرد. این موضوع به علت آن است که دیده شده جامعه مدنی فراتر از مرزها و میان قلمروهای مختلف عمل کرده‌است.

هرچند از آن‌جا که بنا بر تعاریف بسیاری، جامعه مدنی می‌تواند شامل همان نهادها و بنگاه‌های اقتصادی که حامی جهانی شدن هستند هم باشد، چنین کاربردی برای این عبارت بحث‌انگیز است.

از سوی دیگر کسانی جهانی شدن را پدیده‌ای اجتماعی می‌دانند که ارزش‌های کلاسیک لیبرال را به ارمغان می‌آورد. این ارزش‌ها به ناگزیر به پررنگ شدن نقش جامعه مدنی می‌انجامند و هزینهٔ آن، نهادهای حکومتی مشتق شده‌است.

مثال‌هایی از نهادهای جامعه مدنی
سازمان‌های غیر دولتی (اِن‌جی‌او)
سازمان‌های داوطلبانه خصوصی (پی.او.وی)
سازمان‌های خلقی
سازمان‌های اجتماع محور
سازمان‌های میانجی برای بخش داوطلب و غیرانتفاعی
بنیادهای اجتماعی
برنامه‌های توسعه رهبری اجتماع
باشگاه‌های شهری
اتحادیه‌های تجاری
گروه‌های جنسیتی، مذهبی، فرهنگی
خیریه‌ها
باشگاه‌های ورزشی و اجتماعی
تعاونی‌ها
گروه‌های زیست‌محیطی
انجمن‌های متخصصان
محیط‌های آموزشی وپژوهشی
نهادهای اقتصادی
نهادهای سیاسی
سازمان‌های مصرف‌کنندگان
رسانه‌ها
میلیشیای شهروندان
سازمان‌های مذهبی
گروه‌های شهری
سازمان‌های اجتماعی
باشگاه‌ها
این که تمام این نهادها عضوی از جامعه مدنی هستند، مورد بحث می‌باشد. از جمله «نیرا چاندهوک» که یک دانشمند هندی است، تنها نهادهای منتقد دولت را عضو جامعه مدنی می‌داند، درحالی‌که از نظر او بقیه، تنها حکومتی‌اند. دراین‌جا نکته کلیدی این است که هر نهادی یک «قدرت خنثی‌کننده» در برابر قدرت حکومت نیست.

بعضی پژوهشگران برجسته در مورد جامعه مدنی
دانیل بل
رابرت .ان. بلا
دون ای ابرلی
مایکل ادواردز
جین بتکه الشتاین
آمیتای اتزیونی
فرانسیس فوکویاما
پیتر دوبکین هال
بری دین کارل
دیوید کورتن
کاتلین مک کارتی
فرانک مولارت
مایکل اونیل
الینور استروم
رابرت پوتنام
نانسی .ال. روزنبلوم
لستر. ام. سالامون
مایکل سندل

منبع:
ویکی پدیای انگلیسی

بود؛ بودیم، بودند!

گاهی برای با تو بودن به دنبال بهانه ها میگردم. بهانه هایی کودکانه!
در شهر نیستی!
 در خیابان هم نیستی. دیگر در پیاده رو های این سیاه خیابان های بی چنار و لک لک هم نیستی.
غربت سنگ فرش های خیابان زیر قدم هایم پیداست. پایم را می گیرند و نشانی می خواهند!
کجایت نشانیست؟
کجایت رعیت احساس نشسته تا صدقه وجود را در کف پیاله ات حواله کنم؟
من فقیر بودنت هستم!

زندگی چهارپایی!

زندگی چهارپایی! خوردن و زیستن و نوشیدن و ورق جویدن برای سپری نمودن سیر متناوب زندگی! البته در صورت استفاده از خلاقیت. خلاقیتی که حداکثر در نحوه جویدن آن ورق(از بالا به پایین و یا برعکس، ساندویچی و… ) بروز خواهد کرد. والبته  تنوع ورق هایی که گاه به علت صدور قبوض رنگارنگ با وفورآن مواجهیم و گاه هنگام تحریم با کسور آن در جیب! ادامه خواندن “زندگی چهارپایی!”

جنبش اجتماعی

جنبش اجتماعی در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی، هرگونه کوشش جمعی برای پیش‌برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی است. اندازه جنبش اجتماعی بستگی به تعداد اعضای آن جنبش دارد؛ جنبش‌های اجتماعی کوچک،جنبش‌هایی هستند که اعضای آن‌ها کم‌تر از صد نفر است. جنبش‌های اجتماعی بزرگ، جنبش‌هایی هستند که هزاران یا میلیون‌ها نفر را در برمی‌گیرند.بعضی از جنبش‌ها در چهارچوب قوانین جوامعی فعالیت می‌کنند که در آن حضور دارند؛در حالی که جنبش‌های دیگر به صورت گروه‌های غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت می‌کنند. عمل جنبش‌های اجتماعی بر قوانین تأثیرگذار است. هم‌چنین ممکن است خط فاصل میان جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های رسمی وجود نداشته باشد؛ یا جنبش‌های استقرار یافته به صورت سازمان‌های رسمی درآیند.

طبقه‌بندی جنبش‌های اجتماعی

جنبش دگرگون‌ساز یکی از انواع جنبش‌های اجتماعی است که هدف آن دگرگونی فراگیر در جامعه است. تغییراتی که اعضای این جنبش‌ها در پی آن هستند،دگرگونی‌های سریع و عظیم،جامع و فراگیر و همراه با خشونت است.این جنبش‌ها اغلب به انقلاب منجر می‌شود و ساختار جامعه را تغییر می‌دهد.

جنبش اصلاحات معمولاً هدف‌های محدودتری دارد و می‌خواهد تنها برخی جنبه‌های نظم اجتماعی موجود را تغییر دهد. این جنبش به انواع ویژه‌ای از نابرابری یا بی‌عدالتی و تبعیض توجه نشان می‌دهد.جنبش‌های دگرگون‌ساز و اصلاح‌طلب هر دو خواهان تغییرات در سطح جامعه‌اند؛تفاوت اصلی این است که جنبش‌های اصلاحات یک فرآیند اجتماعی درازمدت را در برمی‌گیرد.

جنبش رستگاری‌بخش جنبشی است که در صدد نجات افراد از آن شیوه‌های زندگی است که به نظر آن‌ها فاسدکننده‌است. بسیاری از جنبش‌های مذهبی،اگر توجه خود را به رستگاری شخصی معطوف کنند؛ از جنبش‌های رستگاری‌بخش محسوب می‌شوند. رهبران این جنبش‌ها معتقدند رشد معنوی افراد نشانه حقیقی ارزش آن‌هاست.

جنبش تغییردهنده دسته‌ای دیگر از جنبش‌های اجتماعی است که با هدف ایجاد تغییر جزئی در رسم‌ها،عادت‌ها و هنجارهای افراد فعالیت می‌کند و می‌خواهد ویژگی‌های معینی را تغییر دهد.

شرایط پیدایش جنبش‌های اجتماعی

زمینه ساختاری به معنی شرایط کلی اجتماعی که مشوق یا مانع تشکیل انواع مختلف جنبش‌های اجتماعی باشد در شکل‌گیری این جنبش‌ها نقش دارد. هر چقدر جنبش‌های اجتماعی بیش‌تر توسط سیاست‌گذاران جامعه تحمل شود؛این جنبش‌ها بیش‌تر توسعه خواهند یافت.

فشار ساختاری به تنش‌ها،تضادها و ابهام‌هایی می‌شود که باعث ایجاد منافع متعارض در درون جامعه می‌گردد. این گونه فشارها در شکل نگرانی درباره آینده،اضطراب‌ها،ابهامات،و یا برخورد مستقیم هدف‌ها ابراز می‌شوند. منابع فشار ممکن است کلی و یا ویژه موقعیت‌های معینی باشند.

گسترش باورهای تعمیم‌یافته به معنی تأثیرگذاری‌های جهان‌بینی‌های مختلف؛ می‌تواند باعث افزایش نارضایتی‌ها و هدایت مردم برای یافتن راه‌های عملی رفع آن‌ها شود.

عوامل شتاب دهنده،حوادث یا رویدادهایی هستند که در واقع موجب می‌شود کسانی که در جنبش شرکت می‌کنند مستقیماً وارد عمل شوند. در حقیقت، این عوامل جزو شرایط پیدایش جنبش‌ها نیست؛ بلکه به شکل‌گیری آن سرعت می‌بخشد.

شرط دیگر پیدایش جنبش‌های اجتماعی،وجود گروه هماهنگ است که برای عمل بسیج شده،وجود داشته باشد. هر جنبش اجتماعی نیازمند رهبر،منابع پولی و مادی،و وسایل ارتباط منظم بین شرکت‌کنندگان است.

چگونگی پیدایش و توسعه جنبش‌های اجتماعی به شدت از عملکرد کنترل اجتماعی تأثیر می‌پذیرد.حاکمان ممکن است با مداخله و تعدیل زمینه ساختاری و فشار که انگیزه ظهور جنبش را ایجاد کرده است؛ به جنبش پاسخ دهند. نیروهای مسلح در کنترل اجتماعی تأثیرگذار هستند. اختلافات در درون پلیس و ارتش می‌تواند تأثیر قاطع در تعیین نتیجه رویارویی‌های میان جنبش‌های انقلابی و حاکمان داشته باشد.

بررسی تاریخی جنبش‌های اجتماعی

جنبش‌های اجتماعی اهمیتی را که در جوامع امروزی به فعال‌گرایی در دست‌یابی به هدف‌ها داده می‌شود؛منعکس می‌کنند. برای بررسی جنبش‌های اجتماعی، نگرش تاریخی می‌تواند تأثیرگذار باشد.جنبش‌های اجتماعی صرفاً پاسخی غیرعقلانی به اختلافات یا بی‌عدالتی‌های اجتماعی نیستند. آن‌ها در بردارنده دیدگاه‌ها و راهبردهایی هستند که نشان می‌دهند چگونه می‌توان بر این اختلافات و بی‌عدالتی‌ها چیره شد. جنبش‌های اجتماعی را نمی‌توان به عنوان شکل‌های انجمن و همکاری درک کرد. جنبش‌های اجتماعی در تعارض سنجیده با گروه‌های دیگر، معمولاً با سازمان‌های رسمی و گاهی با جنبش‌های رقیب ظهور می‌کنند. همه جنبش‌های اجتماعی منافع یا هدف‌هایی دارند که به دنبال آن هستند؛ دیدگاه‌ها و عقایدی وجود دارد که جنبش‌ها با آن مخالف‌اند. دیدگاه‌های تغییریافته نیز می‌تواند باعث دگرگونی در جهت‌گیری جنبش‌های اجتماعی شود.جنبش‌های اجتماعی باید در زمینه آن‌چه میدان عمل نامیده می‌شود؛مطالعه گردند. این اصطلاح به ارتباطات بین جنبش اجتماعی و نیروها یا عواملی اطلاق می‌گردد که جنبش در برابر آن‌ها قرار گرفته‌است. فرآیند گفتگوی متقابل که در میدان عمل وجود دارد، ممکن است به تغییر در شرایطی منجر شود که جنبش در صدد مبارزه با آن بوده‌است، اما همچنین ممکن است به ترکیب و یکی‌شدن دیدگاه‌های هر دو طرف بیانجامد. در هر حالت، جنبش ممکن است محو شود یا به عنوان یک سازمان دایمی نهادی شود.

نظریه‌های جنبش اجتماعی

نظریه‌های مربوط به جنبش‌های اجتماعی را می‌توان در سه رویکرد طبقه بندی کرد[۱]:

۱. رویکرد رفتارگرایی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون گوستاو لوبون، نیل اسملسر، جیمز دیویس، رابرت تد گر، کورن هازر، هربرت بلومر، رالف ترنر و لوئیس کیلیان.

۲. رویکرد نهادی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون مانکور السون، آنتونی اوبرشال، زالد و مک کارتی، چالرز تیلی، سیدنی تارو، جو فریمن، دیوید اسنو.

۳.رویکرد جامعه مدنی: شامل نظریه‌های نظریه پردازانی همچون آلن تورن، یورگن هابرماس، مانوئل کاستلز، و آلبرتو ملوچی[۲].

جنبش‌های اجتماعی در جهان

جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده آمریکا،جنبش حق رأی زنان، جنبش پروتستان در اروپا،جنبش استقلال‌طلبانه هند و جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی از مهم‌ترین جنبش‌های اجتماعی جهان هستند.

جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران معاصر

در تاریخ ایران معاصر؛ جنبش مشروطه با هدف شکل‌گیری مطبوعات آزاد، تشکیل مجلس، ایجاد انجمن‌ها و اجزاب و تبدیل حکومت سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه آغاز گردید.افرادی چون میرزا ملکم‌خان، میرزا یوسف‌خان؛ شیخ هادی نجم‌آبادی از طرفداران کاستن قدرت پادشاه در ایران بودند.پس از جنبش مشروطه، جنبش اسلام انقلابی که در نتیجه مخالفت داخلی با محمدرضا پهلوی به رهبری روح‌الله خمینی و علی شریعتی آغاز گردید که با تفسیر جهان‌بینی عقاید شیعه آغاز شد.این جنبش تا حدی نشان‌دهنده واکنش علیه تأثیر اروپا و در جهت ابراز هویت ملی و فرهنگی شکل گرفت. پس از انقلاب ۱۳۵۷، آیت‌الله خمینی حکومتی بر طبق قوانین سنتی اسلامی تأسیس کرد که امروزه جمهوری اسلامی ایران نامیده می‌شود.پس از انقلاب ۵۷، در سال ۱۹۹۷ جنبش اصلاحات ایران به رهبری محمد خاتمی، از مهم‌ترین جنبش‌ها بود که به آزاد شدن مطبوعات، باز شدن سفارت‌خانه برخی کشورهای اروپایی در تهران و تغییر ساختار وزارت اطلاعات ایران منجر شد. در حال حاضر، از برجسته‌ترین جنبش‌های اجتماعی در ایران می‌توان به جنبش زنان ایران اشاره کرد. به ویژه در قالب کمپین یک میلیون امضا که خواست تغییر ۱۰ مورد قانونی را پیگیری می‌کند.

——————————————————–

منابع:

اُممن، تی کی. (۱۳۸۶) «جنبش‌های اجتماعی جدید»، ترجمه احمد احمدلو، اصفهان: انتشارات گلبن.

بیات، آصف. (۱۳۷۹) «سیاست‌های خیابانی جنبش تهی دستان در ایران»، ترجمه اسدلله نبوی، تهران: نشر شیرازه.

تاجیک، محمدرضا. (۱۳۷۸) «جامعه مدنی و جنبش‌های اجتماعی جدید»، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

تورن، آلن. (۱۳۸۰) «نقد مدرنیته»، ترجمه مرتضی مردیها، تهران: گام نو.

تیلی، چارلز. (۱۳۸۵) «از بسیج تا انقلاب»، ترجمه علی مرشدی زاد، تهران: پژوهشکده امام خمینی.

جلائی پور، حمیدرضا. (۱۳۸۱) «جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی»، تهران: انتشارات طرح نو.

چاندوک، نیرا. (۱۳۷۷) «جامعه مدنی و دولت»، ترجمه فریدون فاطمی، تهران: نشر مرکز.

دلاپورتا، دوناتلا و ماریو دیانی (۱۳۸۳) «مقدمه‌ای بر جنبش‌های اجتماعی»، ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران: نشر کویر.

کاستلز، مانوئل. (۱۳۸۰) «عصر اطلاعات؛ قدرت هویت»، جلد دوم، ترجمه حسن چاووشیان، تهران: نشر طرح نو.

لارنا، انریک؛ هانک جانستون و ژوزف گاسفیلد [ویراستاران]. (۱۳۸۷) «جنبش‌های نوین اجتماعی»، ترجمه محمد سروریان و علی صبحدل، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

مشیرزاده، حمیرا. (۱۳۸۱) «درآمدی نظری بر جنبش‌های اجتماعی»، تهران: پژوهشکده امام خمینی.

نش، کیت. (۱۳۸۰) «جامعه‌شناسی سیاسی معاصر»، ترجمه محمدتقی دلفروز، تهران: نشر کویر.

هابرماس، یورگن. (۱۳۸۴) «نظریه کنش ارتباطی: جهان زیست و نظام»، ترجمه کمال پولادی، تهران: موسسه انتشاراتی روزنامه ایران.

پیران، پرویز. (۱۳۷۹-۸۰) «جنبش‌های اجتماعی شهری؛ با نیم نگاهی به شرایط ایران»، ماهنامه آفتاب، شماره‌های ۲، ۴، ۹٫

زاهد زاهدانی، سعید. (۱۳۷۷) «نظریه ترکیبی در مورد جنبش‌های اجتماعی»، فصلنامه فرهنگ، شماره ۲۷و۲۸: صص ۲۴۵-۲۷۲٫

کریمی، علی. (۱۳۸۵) «جنبش‌های جدید اجتماعی و هویت با تاکید بر ایران»، در زندی، داور. [ویراستار] «نهادهای مدنی و هویت در ایران»، تهران: انتشارات تمدن اسلامی.

Calhoun, Craig. (1993) “New Social Movements of the Early 19th Century” Social Science Journal, 17, pp 385-427.

Diani, Mario. (1992) “The Concept of Social Movement” Sociological Review, pp 40, 1-25.

Melucci, Alberto. (1989) “Nomads of the Present” London: Hutchinson Radius.

Snow, David & Robert Benford. (2000) “Framing processes and social movements” Annual Review of Sociology, 26, pp 611-639.

Touraine, Alain. (1985) “An Introduction to the study of social Movements” Social Research, 52, pp 749-88

آهای مردم دنیا….

گاهی افرادی رو در اطرافت می بینی که بدون درک از شرایط روحی و روانی و نیز بدون در نظر گرفتن برخوردهای کاری و اجتماعی روزانه ی تو؛ همه چیزت رو به باد انتقاد میگیرند . حال اینکه خودشون حتی تصوری از  درگیر شدن در این مسائل  ندارند!
روز به روز ازت دورتر میشن و سعی میکنن برای شرایط خودشون هم که شده از خیلی مسائل تو پرهیز کنند. ادامه خواندن “آهای مردم دنیا….”

خستگی رو خسته میکنم!

امروز تمام مدت توی مترو و تاکسی داشتم به گذشته خودم فکر میکردم!
از ساخت تله کابین و هلی کوپتر و … در ۹ سالگی تا راه اندازی دفتر فروش نرم افزار و سخت افزار در ۱۷ سالگی و تجربه زندگی در ۳شهر به تنهایی تا قبل از ۱۹ سالگی، تا ورود به تبلیغات انتخاباتی در ۲۱ سالگی و دانشگاه و فارغ شدن از اون و مهاجرت ۲ ساله به تهران تا ۲۴ سالگی!
افکاری از بازرگانی و راه اندازی کارگاه تولید قند گرفته تا تهیه طرح های اجرائی و پژوهشی…
نهایت امر به خودم نگاه کردم. نه تافل و نه آیلتس! نه مدرک خوب و نه دانش بالا! صرفا سرشار از تجربه های مختلف که گویا تو این جامعه ارزشی نخواهد داشت.
کمی غمگین شدم. بخش هایی از زندگی من مثل ۲قرن سکوت شادروان زرین کوب، نانوشته است و وقتی به یاد اونها می افتم حرفی برای گفتن ندارم.

دوباره به فکر فرو میرم. توی مترو حواسم رو چند تا بچه به خودشون مشغول کردن. دست فروش بودن. با خودم احساس شرم داشتم که اون ها از این سن کار میکنن. از این سن به صورت واقعی دارن یه لقمه در میارن. احساس مرد بودن دارن و… اما چیزی که منو ناراحت تر میکرد این بود که آیا اونا در طول زندگی فرصت اینو پیدا میکنن تا درس بخونن. بورس بشن و مسیر زندگیشونو عوض کنن؟ آیا می تونن؟
احساس میکنم انسانی که بتونه مسیر زندگیش رو خودش تغییر بده و سکان آینده ی خودش رو به خوبی در دست داشته باشه، خوشبخت ترین انسان هاست.
همیشه تغییر رو دوست داشتم. همیشه از تجربه لذت می بردم و می برم. همیشه از سکون بدم می ا ومده. اما گاهی هم از این همه تلاطم خسته میشم.
ولی دقیقا احساس میکنم مثل انسانی که باید قله رو ببینه و نه مسیر رو، باید دوباره ادامه بدم.
پس باید ادامه بدم. خستگی رو خسته میکنم!

آبستن

شنیدم که مردان نیز آبستن میشوند!
خندیدم و گفتم: مرا عقد، با زمانه بسته اند.
گویا هر شب آبستن این زمانه ام…