امروز، یکساله شدم در حضور این سرزمین؛ یک سال پیش بود که در باران وهم انگیز فرودگاهی سرد، وارد این شهر شدم.
آن روز و خاطراتش را با ریز جزئیاتش به خاطر دارم.
امروز در آستانه سالگردش، گذشته اش را مرور کردم، خودم، اطرافیانم، شرایطم، و از همه مهمتر احوالم …
گنگی اش، حس معصومانه ای نداشت؛ توبیخی بود برای انتخابم. از طرفی، به انتظار زمان نخواهم بود که گذشت آن، تاییدی گردد بر عملم. خصلت آهو، رمیدن، دویدن و در پس آن نگاه به پی است؛ اینگونه نخواهم بودن.
می خواهم اصالت انتخاب آگاهانه ام را پایدار نگاه دارم، نه برای بنای یادبود افتخار آینده ام؛ که برای دلیلی که آمدنم را توجیه کرد.
یکسالگی حضورم در این دیار را به فال نیک می گیرم و بنای راهم را بر پی مستحکم اراده و صبر و همت برپا خواهم کرد.
این روزها هر چه پیش می روم، به خود خویش نزدیک تر می گردم. ماه های سختی را پیش رو دارم.
همتم به همراهی عزیزان نیک سیرت، بدرقه راه کن ای طایر قدس …

