پنج سال گذشت…

پنج سال گذشت
نقطه سر خط!

این حکایت مبسوط یک زندگیست….
نمی دانم شنونده تبریک باشم یا بیننده تمسخر؟
نمی دانم نشان افتخار است یا برچسب بد نامی؟
تنها می توانم حس سرمای پوزخند تلخ بر لبانم را احساس کنم که با نیم نگاهی به گذشته، در آستانه آینده وامانده است…
این حکایت هجرت است از مایی به منی!
هجرت به ناکجا آباد یک انسان
چند روزیست که بوی هجرت می آید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.