دوست دارم بنویسم برای خودم، برای تنهایی خودم و برای خلوت خودم. دوست دارم بنویسم برای صفحه ای که خواننده ای نداشته باشد. برای صفحه ای که به جای نمایش نوشته های من، پیام فیلترینگ عقیده ای را نشان دهد که بیداد می کند.
دوست دارم اسمی دیگر، نامی دیگر، گوشی دیگر و زبانی دیگر را به کار گیرم و پیمانی ابدی ببندم میان همه این فرایض!
دوست دارم در ناکجا آباد ذهنم، درونم و خلوت افکارم، پرده ای دیگر را به آپارات خانه ی یک بیننده بسپارم و دیالوگ آخر را با تمام وجود از درونم فریاد برآورم. گاهی از بی فریادی؛ نه از بی صدایی که از خفقان آن، غم سکون را حس میکنم. نه آن سو امنیتی و امیدی، نه این سو گرمای …. .
دوست دارم خلوتم را و تنهایی ام را و صدای تک تک کلیدهای این صفحه سیاه را، تا به فشار هر دکمه آن، هجوم افکارم را به سخره بگیرم. این روزها بیشتر از هر دوران دیگری در زندگی ام به این کلید ها و این صداها و این تک تک ها نیازمندم.

