تصمیم میگریم که چگونه باشیم

چند روز پیش کلاس تجزیه و تحلیل سیستم داشتم. یکی از روان ترین و دوست داشتنی ترین دروسی بود که تا به حال خونده بودم. سیستم های اداری و ساختاری اجتماعی پیرامون ساختار کار و گردش کار در هر سازمان و ارتباط اونها برای من که توی شرکت با سیستم های نرم افزاری سازمانی برخورد دارم جالب بود.

اون روز احساس کردم که میتونم روی این بخش کار زیادی انجام بدم. میتونم از اون به عنوان یک هدف در زندگی استفاده کنم. خوشحال بودم وقتی دیدم تجربه های من در این ۶ سال اخیر جای خوبی به درد خورد. ازمرکز فناوری های دانشگاه شریف گرفته تا فعالیت در زمینه مدیریت شهری و روستایی و مرکز بُستیان!!

احساس خوبی دارم.

عید آمد و ما لختیم …

نمیدونم هفت تیر رو مانتو فروش ها شو  باور کنم یا طرح هدفمند کردن یارانه ها؟
نمیدونم خوردن ته مونده ها غذاهای وامونده بغل خیابون رو باور کنم یا پیتزای ۱۲۰۰۰ تومنی؟
نمیدونم عیدی دولتی رو باور کنم یا قبض برق ۷۸۰۰۰ تومنی؟
راستی فکر کنم امسال برای عید با ۲۰ لیتر حاتم بخشی بشه تا دور میدون آزادی برید.
طرح بدین. منتظرم

آخرین دفاعیات مصدق

به من گناهان زیادی نسبت دادند و من می دانم یک گناه بیشتر نکرده ام و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ملی کشور کوتاه کردم در تمام مدت زمامداری خود از لحاظ سیاست داخلی و خارجی یک هدف داشتم و ان این بود که ملت بر مقدرات ادامه خواندن “آخرین دفاعیات مصدق”

به یاد مصدق و سالها رنجی که کشید

محمد مصدق در بهار سال ۱۲۶۱ شمسی در یک خانواده اشرافی و با نفوذ دیوانی قاجار در محله سنگلج تهران به دنیا آمد[۲] و [۳]. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر و مادرش شاهزاده خانم نجم السلطنه (نوه عباس میرزا، موسس بیمارستان نجمیه تهران[۴]) دختر شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله برادر محمد شاه بود. نجم السلطنه دختر عموی ناصرالدین شاه بود.”[۵]

۱۶ اسفند ۱۲۶۴ فیروز میرزا نصرت الدوله که پدر ادامه خواندن “به یاد مصدق و سالها رنجی که کشید”